تبلیغات
بـی پــرده

کشوری با این همه افتخارات

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391-05:18 قبل از ظهر

بیایید تا درست کار باشیم

1775-1783 جنگ انقلابی
1812-1814 جنگ سال 1823
1836-1848 جنگ آمریکا و مکزیک
1861-1865 جنگ داخلی آمریکا
1897-1898 جنگ آمریکا و اسپانیا
1775-1918 جنگ های سرخپوستان آمریکا
1914-1918  جنگ جهانی اول
1941-1945 جنگ جهانی دوم
1945-1992 جنگ سرد
1962- 1973 جنگ ویتنام
1983-1984 حمله به گرانادا
1989 حمله به پاناما
1991-1992 عملیات طوفان صحرا
1992-1995 عملیات سپر متحد
1998-1999 عملیات تعیین فالکون
2001-2011 عملیات آزادی پایدار (جنگ افغانستان)
2003-2011 عملیات آزادی عراق
....-2011 عملیات آزادی فالکون
.
.
.
آمریکا کشوری با 235 سال قدمت 209 سال در جنگ بوده است!




نوع مطلب : سیاسی 

لطفا نظر از یادتان برود!!!

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:سه شنبه 22 فروردین 1391-10:10 بعد از ظهر

- آپم بدو بیا.....

- از مطلبت لذت بردم به ما هم سر بزن
- سلام بروزم و منتظر نظرات سازنده شما
- بروزم، یاعلی
- به ماهم سر بزنید.
- سلام جون جونی من آپم لطفا" نظر یادت نره
- لطفا" زود تند بیا  راستی نظر یادت نره
- آپـــــــــــم بـــــــــدو بـــــــیـــــــــا مــــــنــــــــتــــــــظـــــــــرم
و ....

اینها بعضی از نظراتی هستند که ما می خواهیم درباره آن صحبت کنیم. با این سوال آغاز می کنم. اصولا هدف ما از وبلاگ نوشتن و وبلاگ داشتن چیه؟ آیا ما برای سرگرمی و گذران اوقات فراغت این کار را میکنیم یا نه هدف اساسی تر و مهمتری داریم؟ آیا صرف اینکه یک وبلاگ دارای نظرات زیادی تری باشد دارای محتوی بهتر و اندیشمندانه تری است؟ آیا اگر یک وبلاگ در سطر اول گوگل باشد باید به خود ببالد؟ در یک وبلاگی می دیدم که می گفت اگر تا یک روز دیگر کسی در این مطلب نظری نگذارد بطور کل وبلاگش را از صفحه روزگار محو میکند. واقعا چه ارزشی دارد؟ کسی که در مطلبی مشارکت داشته باشد یا نه؟ نویسنده باید بر روی ذهن و قوه معقله خود تمرکز کند. حرف اگر نو و تازگی داشته باشد خواهی یا ناخواه مخاطب را جذب می کند.
اگر دوستی از من درخواست کند که به وبلاگش سر بزنم و اگر هم بنا بر این باشد که به آنجا بروم آیا نظری که قرار می دهم در مورد مطلب است یا تشکر از اینکه به وبلاگ من سر زد؟ در اینجا عقیده و فکر نویسند تباه می شود. وبلاگ هایی هستند که شاید مطلب شان تنها یک جمله یا یک عکس بسیار پیش پا افتاده باشد. اما شمار نظرات آن، دو رقمی و گاهاً سه رقمی است! آیا این جز تظاهر و خودنمایی است؟
درد یک وبلاگ نویس باید درد یک نویسنده باشد و درد یک نویسنده باید درد مردم باشد اما متاسفم که بگویم بیشتر وبلاگ های موجود درد نظر دارند!
این موضوع را دوست داشتم یک زمانی به آن بپردازم. امیدوارم که توانسته باشم حق مطلب را ادا کنم. خیر پیش!

نظر یادت نره


نوع مطلب : فرهنگی 

گزارش کار برق رفتگی!

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:یکشنبه 20 فروردین 1391-10:26 بعد از ظهر

در راه کلاس عرق ریزان وارد آزمایشگاه شدم. هوای بیرون بسیار گرم و طاقت فرسا بود. امروز شاد و خرم که بلاخره کلاس ها بعد از یک هفته تعطیلی قبل از عید (به مناسبت قبل التعطیلین) و یک هفته تعطیلی بعد از عید (به مناسبت بعد التعطیلین)، برگزار خواهند شد. در عین نا باوری وارد سالن که شدم دیدم همه جا تاریک است. با آنکه روز بود ولی فضای مخوفی حاکم بود. بخوشکی شانس برقا رفته بود. اینم از شانس ما بود. البته بقیه بچه ها در پوست خود نمی گنجیدند. با این همه رفتیم سر کلاس نشستیم. یه ده دقیقه استاد زل زد به ما و یه ده دقیقه هم ما به اون. منتظر بودیم که برقا از راه تشریف بیارند. اما بچه ها میگفتند نفوذ بد نزنید. انشالله که نمیاد. استاد به دانشجویان گفت یه کاغذ در بیاورید و هر کس شغلش را روی آن بنویسد و به من تحویل دهد. مانده بودم که این چه ربطی به آز مدار منطقی ما داشت. مسئله کمی غیر منطقی بود. به استاد گفتم: استاد می خواهید با این کار وقت تلف کنید که برقا بیان؟ استاد با خنده گفت: ای کلک از کجا فهمیدی. اما بعدا فهمیدم که استاد به دنبال شغل بهتری می گشت. بخاطر همین، شغل دانشجویان که روی کاغذ نوشته شده بود را نگاه میکرد و از اونا درباره آن شغل می پرسید و همچنین حقوق آن را ! . . .
خلاصه ما که شغلی نداشتیم بجز بیکاری. گفتم با این وضعیت انتظار دارند که بیجایی هم برسیم در این دانشگاه ها!
و این بود گزارش کار ما در آن روز.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - بی ربط - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

آزمایشگاه

بنازمت ای رشد 20 درصدی علم!


نوع مطلب : دست نوشته های من 

سرعت اینترنت ایران در مقایسه با کشورهای جهان (عکس)

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:دوشنبه 22 اسفند 1390-03:20 بعد از ظهر




فرق رای دادن با وام گرفتن

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:جمعه 12 اسفند 1390-03:33 بعد از ظهر

به یکی از شعب اخذ رای رفته بودم

گفتم: می خواهم رای بدهم

گفت: شناسنامه و کارت ملی؟ البته شناسنامه هم باشه کافیه

گفتم: چه عجب ! این اولین باریه که میتونم با یه شناسنامه کارمو راه بندازم

گفت: چطور مگه؟

گفتم: چند مدت پیش برای اخذ وام به یکی از شعبه ها رفته بودم شناسنامه، کپی پشت و رو، کارت ملی، کپی از همه زوایا ، چند تا ضامن معتبر درجه یک و ... اونم تو نوبت و انتظار چندین ماهه 

گفتم: چرا اینجا از این خبرا نیست!؟ راستی برای رای دادن به ضامن نیاز ندارید!؟

گفت: گفتم که فقط شناسنامه کافیه!!

تو دلم گفتم: برای اخذ رای مردم با یک شناسنامه کارتو راه میندازن تازه چندین نوبت هم وقت رای گیری تمدید میشه. اما نوبت به من که میرسه!  انگار قضیه فرق میکنه.



نوع مطلب : سیاسی 

جدایی نادر از سیمین و فرهادی از انقلاب

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:چهارشنبه 10 اسفند 1390-03:33 بعد از ظهر

فیلم جدایی نادر از سیمین علارغم داشتن فیلمنامه خوب، کارگردانی و بازیگردانی قوی ارزش انتخاب شدن به عنوان بهترین فیلم خارجی جشنواره اسکار را نداشت. اگر ملاک انتخاب شدن، فروش بیشتر باشد فیلم اخراجی ها (1و2و3) در صدر پرفروش ترین های سینمای ایران هستند. اگر ملاک کارگردانی و فیلمنامه قوی باشد دیگر فیلم ها شایستگی بیشتری برای دریافت جایزه اسکار داشتند. اگر ملاک پربیننده ترین باشد گمان نمیکنم که این فیلم در سینمای ایران پر بیننده ترین باشد. به نظر بنده این فیلم در رده متوسط از نظر کیفیت است و چه عاملی باعث شده تا این فیلم در کشور های غربی و اپوزیسیون های خارج نشین دیده شود و حتی سخنگوی وزارت خارجه امریکا به اصغر فرهادی پیام تبریک بفرستد:
از آقای فرهادی متشکریم که دنیای تصویری ارزشمندی خلق کرد و تصویر واقعی ایران را نشان داد.

این خود جای تامل دارد. آیا این فیلم واقعا تصویر واقعی ایران را نشان داد؟
دیده شدن اینگونه از فیلم ها و نادیده گرفتن فیلم های مذهبی و انقلابی نشان می دهد که این سیاستمداران هستند که بهترین فیلم را برمیگزینند نه هیت داوران متشکل از هنرمندان!


نوع مطلب : سیاسی 

الیس الله بکاف عبده

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:دوشنبه 24 بهمن 1390-08:46 قبل از ظهر

وقتی دلم آکنده از ظلم میشه. به یه پرنده نگاه می کنم. آخه اونا آزارشون به هیچکی نمیرسه.

وفتی دلم از خیلی ها میگیره. به یه جاده نگاه میکنم. آخه جاده منو از اونا دور میکنه.

وقتی دلم لگد کوب میشه. به ابرهای بالای سرم نگاه میکنم. اخه اونا خیلی نرم و لطیفن.

وقتی دلم از بی وفایی ها میگیره. به بارون نگاه می کنم. اخه اون هر سال به موقع میاد.

وقتی دلم واسه خدا تنگ میشه. به خودم نگاه می کنم. و یه صدایی همیشه میاد که الیس الله بکاف عبده



نوع مطلب : دست نوشته های من 

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی هر چه خودت صلاح می دونی

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:شنبه 22 بهمن 1390-08:33 بعد از ظهر

در سالگرد پیروزی انقلاب در فضای سایبر، سرعت اینترنت به شدت افت پیدا میکند (دلیلش واضح است)، سایت هایی که نمی دانم به چه کار خلافی مشغول بوده اند فیلتر میشوند و دست مردم از هر ایمیلی (یاهو ، جی میل و الی ماشالله...) کوتاه میشود. باید حض کنیم از این همه استقلال. آزادی. جمهوری اسلامی. من که دارم نهایت کیف و حالمو میکنم شما چطور !!!!؟

پـی نوشتــــــــــــــــــــــــــــ...

ما که مشکلی با اصل نظام جمهوری اسلامی نداریم اما .... از بعضی چیزا... خیلی متاسفم



نوع مطلب : سیاسی 

دلمان پوسید در این قفس

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:یکشنبه 16 بهمن 1390-10:59 بعد از ظهر

دلمان پوسید در این قفس.

اطراف شما را نمیدانم. اما من هر جا می نگرم سیم و خار است.

به من گفته اند که تو آزادی. حال آنکه می بینم پرستوها فوج فوج از روی سرم می گذرند .

شما را نمیدانم.

اما من اینجا زندانیم.



نوع مطلب : دست نوشته های من 

پرنده ای در قفس

نویسنده :Bipardeh
تاریخ:دوشنبه 10 بهمن 1390-11:38 قبل از ظهر

پرنده ای را دیدم که قفسش تنگ و دلگیر بود. همش از آزادی می خواند. از دشت پر از شقایق و از کوهساران خرم. از سرزمینی می خواند که انتهایش گل سرخی بود و مردمانش ازاد تر از گلزارها. دلش در قفسی که انسان ها برایش ساخته بودند میگرفت. آخر نمیدانست به چه جرمی در زندان است.

اما افسوس که صاحب آن خیال میکرد از سر لطف و شادمانی است که بلبل میخواند. اما می دانم! میدانم به چه گناهی در بند شدی! اگر صدایت مثل جغدی و سرشتت مانند کرکسی بود شاید سرنوشتت این چنین نمی شد. آری گناه عاشقان این است.

ای بلبل به تو میگویم که من هم با تو هم قفسم. بگذار گناه ما این باشد.



نوع مطلب : دست نوشته های من 



  • تعداد صفحات :10
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...