تاریخ:شنبه 8 بهمن 1390-06:55 بعد از ظهر
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که از دست اینترنت و بازی های مسخره اون کلافه شده باشید. دسترسی مردم ایران به اینترنت در واقع مثل دسترسی مردم اروپا به سوخت های فسیلی است. وقتی کشوری ادعای الکترونیکی بودن را دارد باید دسترسی مردم به آن منابع را هم فراگیر و با کیفیت کند. متاسفانه ما بیشتر الکترونیک دولتی را شاهد هستیم تا دولت الکترونیک.
تکنولوژی اینترنت ساخته شد تا آسایش و راحتی مردم را فراهم آورد و هزینه و زمان انجام امور را کاهش بدهد. اما این موضوع در ایران دقیقا برعکس شد. هم باعث رنجش و کلافگی مردم میشود (به دلیل سرعت بیش از اندازه پاییش اینترنت) و هم هزینه بسیار زیادی را برای مردم بهمراه دارد.
به عنوان مثال انتخاب واحد دانشگاه:
- جز هزینه و اتلاف وقت، ارمغان دیگری برای دانشجویان بهمراه ندارد.(به دلیل قطعی سرور سایت در زمان هجوم چندین هزار دانشجو در یک زمان)
- پهنای باند کم سایت دانشگاه ها با مراجعه چندین هزار دانشجو در یک زمان باعث قطع شدن سرور و واماندگی دانشجویان میشود.
- باعث رفع مسولیت کارمندان دانشگاهها و سایر نهاد ها می شود. از این رو ما بجای یک آدم ناطق و پاسخگو با یک پدیده کر و کور و لال سرو کار داریم
و ...
در کل میتوان گفت که نبودن اینترنت در ایران بسیار بهتر از قطع و گاهی وصل بودن آن است. البته این نظر من است!
تاریخ:جمعه 22 مهر 1390-01:57 بعد از ظهر
باری نشستم نزد خواجه ای و گفتم که ای خواجه شعری بساز که حالم بسی خراب است و گفت:
همی گویم که دولت بی هواس است/ ز بهر او ملت آس و پاس است
هزاران ناله و اشک و فغان که/ بانک ها هم پر از اختلاس است
نگاهی اندر پیچش مویش فکندم و...:
گفتم که غمت نباشد و سور بده/ باز می و ساقی و انگور بده
زین آرمان راحل ذره ای کج نرفتیم/ همه چی آرومه به دلت شور مده
تاریخ:جمعه 4 شهریور 1390-10:28 قبل از ظهر

دو شاعر به هم رسیدند اولی گفت:
خوش نشین بر لب آبی كه روان می گذرد
تا كه احساس كنی عمر چه سان می گذرد
از صدای گذر آب چنان می فهمی
تند تر از آب روان عمر گران می گذرد
در جواب شاعر دیگر گفت:
راست گفتی بنگر عمر چه سان می گذرد
همچو تیر از پرش زه به كمان می گذرد
عمر سی روزه این ماه خدا رفت عزیز
عمر صد ساله ما چون رمضان می گذرد
تاریخ:یکشنبه 23 مرداد 1390-08:17 بعد از ظهر
یك نظر سنجی در وبلاگ قرار دادیم كه نظرات كاربران را درباره جمهوری اسلامی جویا شویم. در 5 روز اول نظر سنجی تعداد كل شركت كننده ها از 10 نفر تجاوز نمیكرد كه حدود 80 درصد به جمهوری اسلامی رای داده بودند. اما با كمال تعجب دیدیم كه در مدت چند دقیقه 40 تا رای نه به آرا اضافه شد. سوالی كه پیش می آید این است كه آیا در عرض چند دقیقه 40 نفر رای داده اند یا 1 نفر 40 تا رای داده ؟!

پیوست: بعد میگن چرا رفراندم برگزار نمیشه !
تاریخ:شنبه 25 تیر 1390-02:57 بعد از ظهر
تاریخ:پنجشنبه 23 تیر 1390-03:58 بعد از ظهر
اخیراً جنبش ملی «ما هستیم» دست به اقدامات خنده دار و جالبی زده است. به تازگی جنبش «او نیز هست» و «آنها دیگر نیستند»، با جنبش «او رفت» هم پیمان شده اند تا در مقابله با نهضت «ما که رفتیم» صف آرایی کنند. در کل میتوان این جنبش را به اشکال زیر تقسیم بندی کرد:
من هستم
| ما هستیم |
| تو هستی | شما هستید |
| او هست | آنها هستند |
در آخرین فراخوان بین المللی این جنبش آمده است: «هم میهن گرامی در اعتراض به شرایط وخیم اقتصادی(!) از شما برای حضور در تجمع پنجشنبه های نان دعوت میکند.»
البته این جنبش اعلام نکرد که چه نوع نانی میخواهد. اما با توجه به مدارک مستند و مستدل احتمالا منظورشان نان بربری بوده!
تاریخ:یکشنبه 19 تیر 1390-01:26 بعد از ظهر
این پارتی بمناسبت جشن تولد یک سالگی دختر یکی از برج سازان تهران برپا شده بود.
تصاویری که مشاهده می فرمایید از این مراسم لهو لعب گرفته شده است.
اکثر دختر و پسرهای حاضر در این پارتی در زمان دستگیری در حالت زننده ای در کنار هم خوابیده بودند.
این عكسها را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
تاریخ:پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390-12:33 قبل از ظهر

روزهای اولی که نماز خواندن را شروع کرده بودم، به
مسائل دینی توجه زیادی داشتم. علاوه بر اینکه نماز
و احکام را سعی کردم زود یاد بگیرم، به نماز خواندن دیگران هم توجه زیادی داشتم. وقتی به مسجد یا جاهایی از این قبیل می رفتم به افراد آنجا دقت درخور توجه ای
میکردم و کارهایشان را با اعمال خودم مقایسه میکردم. نگاه کردن به وضو،حرکات رکوع
و سجود دیگران برایم جذاب بود. در آن دوران مهمترین دغدغه ام نماز خواندن عجیب و
غریب بعضی ها بود. واقعا برایم عجیب بود کسی را ببینم که قبل از سر برآوردن از
رکوع به سجده می رود. و یا کسی که سجده اش کمتر از 2 ثانیه طول می کشد. با خود می
گفتم که این آدم چه میتواند در این مدت زمان به خدا بگوید؟! یا حتی در صف
جماعت وقتی می دیدم افراد حدودا بیشتر از 5 سانتی متر از هم فاصله دارند اعصابم را
به هم می ریخت. برایم قابل هضم نبود آنچه در رساله خوانده بودم و آنچه که می دیدم.
در آن روزهای قشنگ بود که پیرمردی را موعظه
کردم.
که چرا قیام بعد از رکوع را درست انجام نمی دهی؟! و یا مردی جوان را گفتم
که اگر موقع ذکر گفتن بدنت آرام باشد بهتر است. ریز ترین مسائل برایم درد سر ساز
می شدند. احساس مسئولیت مانع از آن میشد که از این مسائل به سادگی عبور کنم. در مواردی که تذکر می دادم با اخم و تخم رو برو می شدم و دلسوزی خالصانه ام را با
تکبر جاهلانه پاسخ میدادند.. این شرائط باعث شد تا خود را به دیدن و نگفتن عادت
دهم.
در مسجد محله مان یک روحانی گاهی اوقات پیش نماز
می شود. حساسیتی که من در نماز دارم شامل همه میشود. روحانی و غیر روحانی ندارد.
این روحانی ( که به سید معروف است) در ذکر سجده جمله سبحان ربی الاعلی و بحمده را این طور میگوید: سبحان ربی العلی و بحمده. شاید بگویید این مگر چه ایرادی دارد؟ اشتباهی که
بعضی ها مرتکب میشوند این است که الف اعلی را جا می اندازند و به جای اعلی میگویند
علی. (مثل تلفظ عظیم در رکوع). اینجور تلفظ در سجده قطعا صحیح نیست و موجب بطلان
نماز میشود چون معنای ذکر به طور کل عوض خواهد شد.
برای اطلاع بیشتر این فایل را گوش کنید
خلاصه پس از مدت ها تصمیم گرفتم یادی از گذشته ها
کنم و این بار بروم و یک حجت الاسلام را نصیحت کنم
حقیقتا این یکی با بقیه خیلی
فرق داشت و بسیار دشوار بود. بعد از نماز به حاج آقا تقبل الله می گفتند و بعضی
احکام می پرسیدند و من میخواستم چند کلام او را موعظه کنم. وقتی اطرافش خلوت شد
دل به دریا زده و اشکال نمازش را ( محترمانه و غیر مستقیم) به او هدیه کردم.
خوشبختانه این یکی با مهربانی و خشوع برخورد کرد و پذیرفت...
تاریخ:جمعه 9 اردیبهشت 1390-03:55 بعد از ظهر
دانلود مجموعه کامل آموزش زبان انگلیسی EffortlessEnglish
بدون نیاز به یادگیری گرامر، حفظ لغات و... تنها با گوش دادن به دستورالعمل های ساده در ظرف مدت کمتر از شش ماه زبانتان از این رو به اون رو میشود و مثل بلبل صحبت خواهید کرد. 100% شک نکن
این مجموعه بی نظیر را از ftp دانشگاه آزاد ماهشهر تهیه کرده ام و اگه زود نجنبید مسئولیت های بعدی آن به عهده خودتان است!
ادامه مطلب+download
تاریخ:چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390-08:22 بعد از ظهر
امروز گلدانی که در اتاقم قرار داشت برای لحظاتی مرا به خود مشغول کرد. ما گاهی برای لذت بردن از محیط اطرافمان شرائط سختی را برای خود قرار می دهیم. اگر بفهمیم که زیبا ترین چیزها ساده ترین اند به اطراف خود نگاه دیگری می اندازیم. این عکس ها را زمانی گرفتم که پی به زیبایی این چند شاخه برگ بردم و اگر به دل آن نفوذ کنی کم از باغ و بستان ندارد.
از این عکس ها میتوانید به عنوان والپیپر استفاده کنید! (کلیک بر روی عکس ها جهت مشاهده سایز بزرگتر)
هدف از این پست کم اهمیت ، بیان نکته ای با اهمیت بود و آن این که با کمی توجه به پیرامون زندگی خود می شود با ساده ترین سوژه ها، آثار شگفت انگیزی_حداقل برای خودمان_ برجای بگذاریم. حداقل برای من که این طور بود.
نوع مطلب :